|
نمايش فيلمهاي چيزي شبيه چشمهايم.
روناک و سازنه
کارگردان: هوشنگ ميرزايي
در ابتدای این جلسه میرزایی در
ارتباط با ساخت آثار مستند گفت: "ملاک من در ساخت فیلم های مستند، جشنواره ها و
حضور در آنها ملاک نیست. به دلیل اینکه تحصیلات سینمایی دارم، فضاهای جشنواره ای من
را تحت تاثیر قرار نداده است. به همین دلیل من به این حرفه از روی علاقه نگاه و در
آن فعالیت می کنم."
کلانتری هم در ادامه درباره این
سه اثر مستند این کارگردان گفت: "اولین ارتباط من با فیلم های میرزایی به دلیل
انتخاب آگاهانه موضوعات فیلم های اوست. وی سر کردن با مسائل روزمره را در این سه
فیلم به خوبی به تصویر کشیده است. در دو فیلم "روناک" و "چیزی شبیه چشمهایم" هر دو
شخصیت وضعیتی خاص دارند. میرزایی در کارهایش به مخاطب این امکان را می دهد که در
عین حال که فیلم را می بیند، خودش را با شخصیت های فیلم درگیر کند."
میرزایی در ارتباط با موضوعات و
فضاهای تلخ و چرک در فیلم هایش اظهار داشت: "من فضای این فیلم ها را چرک نمی بینم.
البته بعضی ها احساس می کنند موضوعات این فیلم ها برگرفته از زندگی و نوع نگاه من
به اطراف است، اما من احساس خوبی به زندگی دارم و به گونه ای زندگی را دوست دارم."
وی ادامه داد: "شخصیت فیلم "چیزی
شبیه چشم هایم" در جامعه به گونه ای بی اهمیت نشان داده می شوند. من با ساخت این
فیلم قصد نداشتم اشک مخاطب را دربیاورم یا او را بیش از حد ناراحت کنم. من فیلم تلخ
یا سیاسی نیز نساخته ام و به آن اعتقادی نیز ندارم. من در ساخت فیلم هایم با شخصیت
ها زندگی می کنم و اصولا می خواهم دوربین و عوامل در کارهایم دیده نشود تا بیشتر
جنبه واقعیت به خود بگیرد."
کلانتری با اشاره به ساختار و نوع
نگاه این کارگردان افزود: "نوع نگاه و ساختار فیلمسازی او در سینمای مستند خوب است.
او در ساخت فیلم هایش سعی می کند یک تماشاگر باشد و این یکی از ویژگی های وی است.
در سینمای مستند انجام دادن این کار راحت نیست. کاری که او در این نوع سینما در پیش
گرفته را درست می بینم. فقط باید بیشتر تجربه کند تا جایگاه واقعی خود را بیابد."
وی در ادامه عنوان کرد: "من حضور
میرزایی را در سینمای مستند مغتنم می شمارم. این نوع سینما به ما امکان می دهد از
موقعیت، روابط و جغرافیای نزدیک خود بهره بگیریم. ما دراین حوزه کمتر فیلمسازی را
می بینیم که نزدیک به شرایط و موقعیت جامعه خود فیلم بسازند. این ویژگی در میرزایی
دیده می شود. امیدوارم وی در همین فضای کارهای قبلی اش و با همین نگاه کار خود را
در این حوزه ادامه دهد."
میرزایی درباره این سه فیلم
خاطرنشان کرد: "این سه فیلم مستند شبیه زندگی و شخصیت خود من هستند. اگر بد به نظر
می رسند دلیلش این است که من هنوز در حال تجربه کردن هستم. یا اگر تلخ و
ناامیدکننده هستند به خاطر شرایط جامعه ای است که امیدواری در آن وجود ندارد. من
همیشه سعی داشتم دیده شوم ولی متاسفانه این اتفاق میسر نشد."
کلانتری درباره شخصیت این فیلمساز
در به تصویر کشیدن آثارش گفت: "این کارگردان احساس واقعی یک مستندساز را برای به
تصویر کشیدن آثار دارد و در او این جرات و جسارت وجود دارد. اگر وی بخواهد رشد کند
باید دیده شود و این باعث می شود او پویاتر حرکت کند."
فيلمهاي «
روناک» ، « چيزي شبيه چشمهايم» و «سازنه» ساخته هوشنگ ميرزايي از سلسله برنامههاي
انجمن تهيه کنندگان سينماي مستند روز سه شنبه پنجم تيرماه در تالار بتهوون خانه
هنرمندان ايران به نمايش در مي آيند.
داستان فيلم 30
دقيقهاي « چيزي شبيه چشمهايم» زندگي عبدالواحد اسماعيل پور دانش آموز دوم راهنمايي
مدرسه بعثت شهرستان سقز را روايت مي کند. او زماني که سال اول ابتدايي بوده به
اتفاق خانوادهاش به يکي از روستاهاي نزديک شهرستان سقز مي روند تا در مراسم عروسي
يکي از بستگان پدرش شرکت کند. در زمان ناامني کردستان دولت براي مقابله با ناامني
پايگاههايي را در مناطق مختلف کردستان ايجاد و اطراف آنجا را مين گذاري نموده است
که بعد از امن شدن بعضي از اين ميادين مين هنوز پاکسازي کامل نگرديدهاند.
عبدالواحد يکي مين خنثي نشده را بر ميدارد مين ميان دستهايش منفجر مي شود...
اين فيلم
تاکنون در جشنواره هاي متعدد داخلي و بينالمللي شرکت کرده و جوايزي چون جايزه طلا
از سي و نهمين جشنواره بينالمللي هوستون آمريکا، جايزه ويژه بيست وچهارمين جشنواره
بينالمللي « اکس ان پروانس» فرانسه، تنديس جشنوارههاي رشد- سينماي دفاع مقدس ،
اولين جشنواره فيلم سوادآموزي و ... را کسب کرده است.
ديگر ساخته
هوشنگ ميرزايي مستند « سازنه» است که در اين جلسه به نمايش در مي آيد.اين فيلم
روايت زندگي شکر علي رضايي پيرمرد هشتاد سالهاي است که از نواختن سرنا امرار معاش
مي کند.اين مستند در دو جشنواره سينماي مستند کيش و جشن سينماي آزاد ايران برنده
جايزه فيلم اول شد.
سومين فيلم
ميرزايي که در اين جلسه به نمايش درمي آيد « روناک» نام دارد؛ اين فيلم روايتي است
از زندگي پيرمردي به نام محي الدين که در روستاي « ملکشان» سنندج زندگي ميکند. محي
الدين بينايي خود را در کودکي بر اثر بيماري از دست داده است.رابعه مادر محي الدين
در بستر مرگ افتاده ومحي الدين آرزو دارد با چشمانش او را ببيند...
اين فيلم جايزه
ويژه نهمين جشنواره بينالمللي کورتو ايمولاي ايتاليا را در سال 2002 از آن خود
کند.
|